FREE READER ✓ DOC Æneis By Virgil

DOC ↠ Æneis By Virgil ´ Virgil

Æneis By VirgTreat for any book lover This edition is translated by J W Mackail and has an afterword by Coco StevensonVirgil’s epic tale tells the story of Aeneas a Trojan hero who flees his city after its fall with his father Anchises and his young son Ascanius – for Aeneas is destined to found Rome and father the R There are plenty of reviews here telling you why you should or shouldn't read book X This review of Virgil's Aeneid the largely completed first century BC nationalist epic poem that recounts the Trojan War and Aeneas's role in the eventual founding of Rome will tell you instead why you should read a copy of Aeneid from a university library Simply put student annotations Nearly every book in a university catalog has been checked out at one time or another by a student reading it as primary or supplemental material for class Thus many books have important passages underlined major themes listed at the beginnings of chapters and clarifications written in the margins The copy of Aeneid that I read not only contained thematic annotations from one student but also a number of unintentionally funny comments from another This made reading the epic poem the sort of which spends five pages describing Aeneas's shield much entertaining than it might have otherwise been For example beside a section in which the longevity and glory of the Roman Empire was prophesied the befuddled student wrote But Rome fell did Virgil know this? Ah yes Virgil the time traveling super poet who cleverly peppered his verse with chronologically ironic statements The same annotator observed that Dido's downfall is that she's too nice apparently feuding goddesses had nothing to do with it and produced a mind boggling series of rhetorical ueries that demonstrate the importance of using context when deciphering pronouns in poetry hint the closest noun isn't always the antecedent Sadly the annotator only made it about a third of the way through the poem before either realizing that heshe could glean the crucial bits from lectureWikipedia or dropping the class As a result I was forced to pencil in similar comments in order to make it through the rest of the poem The moral of this story is that though you may get the occasional bonehead marking up your book reading a book that others have commented on previously gives an undeniable sense of camraderie As in any interaction with strangers you may be happily surprised disappointed or surprised into laughter I highly recommend the experience to all

DOC Æneis By Virgil

FREE READER ✓ DOC Æneis By Virgil ã The Aeneid – thrilling terrifying and poignant in eual measure – has inspired centuries of artists writers and musiciansPart of the Macmillan Collector’s Library; a series of stunning clothbound pocket sized classics with gold foiled edges and ribbon markers These beautiful books make perfect gifts oOman race As Aeneas journeys closer to his goal he must first prove his worth and attain the maturity necessary for such an illustrious task He battles raging storms in the Mediterranean encounters the fearsome Cyclopes falls in love with Dido ueen of Carthage travels into the Underworld and wages war in Ital some funny reviews as to my opinions on this1 this is filled with purple prose and instalove complete with a hot sexy bad boy for the main character2 hello my name is Aeneas Dark'ness Dementia Raven Way I have long ebony black hair and some people say I look like Aphrodite AN if u don’t know who she is get da hell out of here I was sailing through the ever mindful anger of the savage Juno It was raining so there was no sun which I was very happy about A lot of gods stared at me I put up my middle finger at them3 this doesn't really deserve one star but my latin class definitely does

Virgil ´ Æneis By Virgil DOC

The Aeneid – thrilling terrifying and poignant in eual measure – has inspired centuries of artists writers and musiciansPart of the Macmillan Collector’s Library; a series of stunning clothbound pocket sized classics with gold foiled edges and ribbon markers These beautiful books make perfect gifts or a Æneis Aeneid VirgilThe Aeneid is a Latin epic poem written by Virgil between 29 and 19 BC that tells the legendary story of Aeneas a Trojan who traveled to Italy where he became the ancestor of the Romans The first six of the poem's twelve books tell the story of Aeneas's wanderings from Troy to Italy and the poem's second half tells of the Trojans' ultimately victorious war upon the Latins under whose name Aeneas and his Trojan followers are destined to be subsumedتاریخ نخستین خوانش روز نوزدهم ماه نوامبر سال 1991میلادیعنوان انه اید؛ اثر ویرژیل؛ برگردان میرجلال الدین کزازی؛ مشخصات نشر تهران، نشر مرکز، 1381، در 479ص، شابکها 9643057151؛ 9643051099؛ 9789643057152؛ چاپ دوم 1375، چاپ سوم 1383، چاپ ششم 1387؛ واژه نامه دارد، نمایه دارد؛ موضوع شعر حماسی لاتینی یونانی ترجمه شده به فارسی؛ سده 01پیش از میلادمنظومه‌ ای حماسی، که «ویرژیل» شاعر «روم» باستان، آن را در پایان سده ی نخست پیش از میلاد، و به زبان لاتین سروده است، «ویرژیل» راهنمای سفر «دانته» در کتابهای دوزخ و برزخ «کمدی الهی» نیز هست؛ «سرودهای شبانی»، و «سرودهای روستایی» را نیز، ایشان سروده استداستان «انه اید» همان پیآمدهای نبرد «تروا»، پس از تازش «یونانیان» است؛ «ویرژیل» در «انه اید»؛ داستان «انه» را میسراید؛ و آنچه را که او، پس از رهایی از مرگ در «تروا»، در سفرهای پرماجرایش، برای رسیدن به «لاتیوم»، سرزمینی که به او نوید داده شده، میآزماید، و از سر میگذراند؛ سرگذشت «انه» یا «انه اید» «ویرژیل»، در غرب، سومین داستان بزرگ پهلوانی ست، پس از «ایلیاد و اودیسه»ی «هومر» یونانی؛ «انه اید» در ادبیات کلاسیک رومی رمی، همان جایگاهی را دارد، که «ایلیاد» و «ادیسه» در ادبیات کلاسیک «یونان» دارد، آن را میتوان دنباله ای بر «ایلیاد هومر» نیز برشمرد، «ویرژیل»، «انه اید» را از آنجا آغاز میکند، که «هومر»، «ایلیاد» را با ویرانی و سوختن «تروا» به پایان میبرد؛ «انه اید» همان حماسه ی ملی «رومی»ها نیز هست؛ «انه» بزرگزاده ای «تروایی» ست، که تبار مادریش به خدایان میرسید، و پس از تباهی «تروا»، او سفری پرماجرا را بر پهنه ی دریاها آغاز میکند، به «کارتاژ»، و سپس به «ایتالیا» میرود، مردمان لاتین را به پیروزی میرساند، و فرمانروای مردمی میشود که شایستگی «ترواییان» را، با توانستنهای لاتینیان در هم آمیخته اند؛ «رومی»ها «انه» را نیای «رومولوس»، بنیادگذار شهر «رم» میشناسند، و میشناختند؛ «ویرژیل» از آن داستان کهن، حماسه ای پرشور ساختند، که در روزگار امپراتوری، پشتوانه ای تاریخی و اسطوره ای برای «رمی»ها شد؛کتاب اول پس از جنگ «ایلیون» و سوختن شهر «تروی»، اهالی آن به هر سوی کوچیدند؛ «انئاس» و یارانش به سوی «ایتالیا» بادبان کشیدند؛ اما ایزدبانو «یونو» که به سبب حسادت دیرین به زیبایی «ونوس» ایزدبانوی زیبایی، دشمن «تروجان‌»ها بود، کشتی ایشان را دستخوش طوفان گردانید، تا غرقشان کند؛ «ونوس» که مادر «انئاس» نیز هست، به یاری پسرش شتافت، و کشتی او را به ساحل «کارتاژ نام شهری باستانی در شمال آفریقا کشور تونس ‌امروزی» انداخت؛ «انئاس» و یارانش به نزد «دیدون»، شهبانوی «کارتاژ» رفتند، و از ایشان برای رفتن به «ایتالیا» یاری طلبیدند؛ «ونوس» از بیم آنکه «یونو» باز هم دخالت کند، و جان «انئاس» و یارانش را، به خطر اندازد، پسر دیگر خود «کوپیدو»، ایزد عشق را روانه می‌کند، تا در هیئت کودکی حامل هدایا، در مجلس بزم بر زانوی شهبانوی «کارتاژ» نشسته، عشق «انئاس» را در سینه ی او بدمد؛ شهبانو «دیدون» که اینک عاشق «انئاس» شده، از او درخواست می‌کند که داستان جنگ «تروی» را بازگو کندکتاب دوم «انئاس»، داستان واپسین روز جنگ «تروی» را بازمی‌گوید «یونانیان» اسبی چوبی را، با دلاورترین مردان خود پر می‌کنند، و بر در «تروی» گذاشته، ساحل را ترک می‌کنند؛ جاسوسی «یونانی» در لباس یک فراری، به «تروجان‌»ها می‌گوید، که این اسب پیشکش «یونانیان» به ایزدبانویی است، که به معبدش توهین کرده ‌اند، و خود به سرعت به «یونان» بازگشته ‌اند، تا تندیس خدایان خود را همراه آورند تا مگر به شفاعت آن‌ها از خشم ایزدبانو در امان بمانند؛ و اگر «تروجان»‌ها آن اسب پیشکشی را، وارد شهر خود کنند، خشم ایزدبانو بر «یونانیان» خواهد گرفت؛ «تروجان‌»ها اسب را وارد شهر می‌کنند، و نیمه شب، مردان «یونانی» از آن به بیرون ریخته، «تروی» را به آتش می‌کشند؛ «انئاس» با دلیری می‌جنگد، و در میانه ی نبرد، چشمش به «هلن» زیباروی، که مسبب تمام این فجایع است می‌افتد، و قصد کشتنش را می‌کند، اما مادرش «ونوس» او را بازمی‌دارد، و او را به حفظ خانواده و گریز از شهر می‌خواند؛ «انئاس» با خانواده اش، و کسانی که سپس به او می‌پیوندند، از «تروی» ویران می‌گریزدکتاب سوم «انئاس» و یارانش در جستجوی سرزمینی که شهر تازه ی خود را در آن بنا کنند، نخست به «تراس» می‌روند، اما وقتی «انئاس» می‌خواهد، گیاهی خونچکان را بکند، آوازی از بن آن برمی‌آید، و خود را روح یکی از یاران «انئاس» معرفی می‌کند، که به دست «تراسیان» کشته شده‌ است و این گیاه از جسد او رسته است «انئاس» از ترس خیانت «تراسیان» از «تراس» می‌گریزد، و خدایان او را به «ایتالیا» رهنمون می‌شوند؛ در راه «ایتالیا» در جزیره ‌های گوناگون سرگردان می‌شود، گاه با «هارپی»ها کرکسانی با چهرهٔ دختران، روبرو می‌شود، گاه با «کوکلوپس»ها، غول‌های یک چشم، و گاه از «خاروپیدس» هیولای دریا می‌گریزد؛ سرگذشت‌هایی که پیش از این «اولیس» از سر گذرانده؛ داستان «انئاس» با رسیدن به «کارتاژ» پایان می‌یابدکتاب چهارم «انئاس» و «دیدون» شهبانوی «کارتاژ»، سرمست از دلدادگی، با یکدیگر عشق می‌ورزند؛ «انئاس» از ادامه ی سفر منصرف می‌شود، و این خبر به «ژوپیتر» می‌رسد؛ «ژوپیتر»، «انئاس» را باز به سوی «ایتالیا» و پادشاهی موعود می‌خواند؛ «انئاس» بی‌درنگ «کارتاژ» را ترک می‌کند، و «دیدون» شهبانوی «کارتاژ» خود را می‌کشد؛ این چنین دشمنی دیرینه ی «روم» و «کارتاژ» آغاز می‌شودکتاب پنجم «انئاس» و یارانش به «سیسیل» می‌رسند، و برای بزرگداشت خدایان، مسابقاتی برگزار می‌کنند؛ در همین حین زنان تروجان خسته از سفر بی پایان، به قصد این که در سیسیل بمانند، و باز سرگردان دریاها نشوند، کشتی‌ها را به آتش می‌کشند؛ «ژوپیتر» بارانی می‌فرستد و بعضی از کشتی‌ها را نجات می‌دهد؛ از آنجا که تعداد کشتی‌ها کاسته شده، «انئاس» ناگزیر پیران و ناتوانان را، در «سیسیل» باقی می‌گذارد و با زبده‌ترین مردان و زنانش راهی «ایتالیا» می‌شودکتاب ششم «انئاس» به راهنمایی «سیبیل»، راهبه ی غیبگو، به جهان زیرین سفر می‌کند، تا روح پدرش را ببیند؛ پس از گذر از رودخانه ی ورودی جهان زیرین، از میان ارواح سرگردان کسانی که خودکشی کرده ‌اند یا بدون گور مانده ‌اند می‌گذرد، و روح دیدون شهبانوی «کارتاژ» را می‌بیند؛ سپس از برابر دروازه ی دوزخ می‌گذرد، و راهبه که راهنمای اوست، شمه ‌ای از عذاب‌های دوزخیان را باز‌گو میکند؛ سپس به بهشت می‌رسد، و در آنجا با روح پدرش دیدار می‌کند؛ پدرش روح فرزندانی که قرار است از نسل «انئاس» پدید آیند، و «روم» را به بزرگی برسانند به او نشان داده، و او را با مژده ی بزرگی، به ادامه ی سفرش به سوی «ایتالیا» ترغیب می‌کند؛ «انئاس» بازمی‌گردد و بی‌درنگ به سوی «ایتالیا» بادبان می‌کشدکتاب هفتم «انئاس» به «ایتالیا» می‌رسد، و قصد آن دارد که با دختر «لاتینوس» پادشاه «لاتین»ها از اقوام ساکن ایتالیا ازدواج کند، تا بر توانش در آن دیار افزوده شود؛ اما ایزدبانو «یونو» که از پیروزی «انئاس»، و سازگاری سرنوشت با او، خشمگین است، می‌کوشد که این پیروزی را؛ هرچه بیشتر تیره سازد؛ پس با یاری ایزدبانو «آلکتوی» دوزخی، جنگ و خون‌ریزی را، در بین «ایتالیایی‌»ها و «تروجان‌»ها می‌پراکند؛ از جمله «ترونوس» پادشاه «روتولی»ها از اقوام ساکن «ایتالیا» که قرار بود با دختر «لاتینوس» ازدواج کند، خشمگین به جنگ «انئاس» می‌آیدکتاب هشتم «انئاس» برای رودررویی با «ایتالیایی»ها، با دشمن آن‌ها پادشاه «اواندر» هم پیمان می‌شود؛ «اواندر» برای او تاریخچه سرزمین «ایتالیا» را بازمی‌گوید از دورانی که «ساتورن» مردمان وحشی آن دیار را قانون بخشید، و بر ایشان حکومت کرد، تا دورانی که «هرکول» دیو هولناک ساکن در آن دیار را کشت؛ پس از «اواندر»، دشمنان دیگر «ایتالیا» نیز با «انئاس» متحد می‌شوند؛ «ونوس» از شوی خود، «ولکان» ایزد آتش و صنعت، می‌خواهد، که برای فرزندش «انئاس»، اسلحه و زره بسازد، و «ولکان» می‌پذیرد، و بر آن‌ها تمام تاریخ آینده «روم» را حکاکی می‌کند، و «انئاس» سرنوشت نسل‌های آینده را بر دوش می‌اندازدکتاب نهم «ایتالیایی»ها «لاتین‌»ها و «روتولی»‌ها از غیبت «انئاس» استفاده کرده شهر او را محاصره می‌کنند؛ جنگی سخت درمی‌گیردکتاب دهم «انئاس با هم پیمانانش بازمی‌گردد؛ سپاهیان «ایتالیایی» از دوسو محاصره می‌شوند، و نبرد به سود «تروجان»‌ها می‌گردد؛ ایزدبانو «یونو» از «ژوپیتر» می‌خواهد، که لااقل «ترونوس» پادشاه «روتولی»‌ها که از تیره خدایان است، جان به در برد؛ پس ابری را به شکل «انئاس» می‌سازد، و «ترونوس» به خیال اینکه «انئاس» را دنبال می‌کند، ابر را تعقیب کرده، به یک کشتی وارد می‌شود؛ کشتی حرکت کرده از صحنه ی جنگ دور می‌شودکتاب یازدهم «تروجان‌»ها به شهر «لاتین»‌ها یورش برده، محاصره کنندگان خود را محاصره می‌کنند؛ جنگ درمی‌گیرد و عاقبت بنا بر آن می‌شود که «انئاس» و «ترونوس» نبرد تن به تن کنند و نتیجه جنگ را تعیین نمایندکتاب دوازدهم نبرد تن به تن درمی‌گیرد، و «انئاس»، «ترونوس» را به قتل می‌رساندتاریخ بهنگام رسانی 04071399هجری خورشیدی؛ ا شربیانی